حمد الله مستوفي قزويني
311
تاريخ گزيده
مأمون زمام امور كلى و جزوى در دست فضل بن سهل نهاد و او را ذو الرياستين لقب كرد يعنى [ وزارت و امارت لشكر به دو داد و فضل بن سهل ، برادر خود را ، حسن بن سهل امارت عراقين داد ] [ 1 ] طاهر ذو اليمينين را فرمود كه بجنگ خوارج رقه رود و هرثمه با خراسان مراجعت كند . هرثمه و طاهر را اين [ سخن ] [ 2 ] سخت آمد . اما ناچار از بغداد اجتناب كردند و در بغداد بسيار فتنها پديد آمد . در كوفه علويى معروف به ابن طباطبا ، نامش محمد بن ابراهيم بن اسماعيل ابن ابراهيم بن حسن بن حسن [ 3 ] رضى الله عنه خروج كرد و اميرى از امراى هرثمه نامش ابو السرايا [ 4 ] با او متفق شد و كوفه و واسط و بصره و اكثر ولايات عراق مسخر كرد . حسن بن سهل لشكر بحرب او فرستاد . طباطبا مظفر شد . حسن سهل ، بهرثمه فرستاد تا باز گردد و بجنگ ايشان رود . اجابت نمىكرد . تا او را بزجر باز گردانيد ، ببهانهء آنكه ابو السرايا گماشتهء او بود و بجنگ ايشان فرستاد . هرثمه مظفر شد . در مكه علويى از نسل على افطس [ 5 ] و در بصره علويى معروف به زيد النار [ 6 ] خروج كردند . حسن بن سهل بفرستاد و ايشان را قهر كردند . هرثمه بر حسن تفوق مىجست و حسن ولايت شام به دو داد . قبول نكرد و پيش مأمون رفت . فضل سهل مأمون را بر او متغير گردانيد تا او را بكشت . در بغداد ، اكابر بامارت . حسن سهل راضى نبودند . هر گاه كه فتنه ظاهر مىشد ، فضل سهل از مأمون پوشيده مىداشت و مىگفت آن فتنها جهت علويان است . روزى
--> [ 1 ] - ب ، ف : [ وزارت و امارت عراقين به دو داد و او برادر خود حسن بن سهل را ببغداد فرستاد ] [ 2 ] - ف ، ب : حال - ق : حركت [ 3 ] - خروج او روز 5 شنبه 10 جمادى الاخر سال 199 بود ( رك : البدايه ) [ 4 ] - يعنى ابو السرايا السرى بن منصور الشيبانى كه در اول رجب 199 ابن طباطبا را مسموم كرد و محمد بن محمد بن زيد بن على بن الحسين را كه جوانى نوخاسته بيش نبود ، اسما بامامت برگزيد و خود رسما همه كاره شد و در كوفه سكه زد . نقش سكه اش اين آيه بود : ان الله يحب الذين قاتلون فى سبيله صفا ( رك : تواريخ ابن الاثير و ابن كثير و طبرى [ 5 ] - حسين بن حسن بن على بن الحسين بن على الافطس ( البدايه ) [ 6 ] - يعنى زيد بن موسى بن جعفر . يقال له زيد النار لكثرة ما حرق من البيوت التى للمسوده ( البدايه )